حزب کارگزاران سازندگی استان تهران

اخبار

گزارش کاملی از نشست تخصصی به بررسی موانع نهادینه شدن فعالیت‌های حزبی در ایران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

تهران- سایت کارگزاران: حزب کارگزاران سازندگی استان تهران در نشستی تخصصی به بررسی موانع نهادینه شدن فعالیت های حزبی در ایران پرداخت.

در این نشست که با حضور دکتر جهانبخش خانجانی، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران،دکتر حجت الله ایوبی،استاد دانشگاه و محمد کیانوش راد، عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت برگزار شد، موانع نهادینه شدن فعالیت های حزبی در ایران از منظر فرهنگی، تاریخی،حاکمیتی و اقتصادی مورد بحث قرار و تبادل نظر قرار گرفت که متن کامل سخنان را در زیر می خوانید.

نیازمند نظام حزبی هستیم

   حجت الله ایوبی: در آستانه چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی کم کم به این نتیجه می‌رسیم که دموکراسی و انتخابات جزء اهداف سیاسی مردم سالاری دینی است. بسیار امیدوارم که در آستانه چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی ایران تکلیف خود را مشخص کنیم.

هنوز بسیاری از موارد از جمله مسئله احزاب در کشور درست روشن نشده است و تعداد زیادی حزب در کشور داریم  که به عنوان احزاب سیاسی ثبت شده اند. حال این نکته بماند که همه این احزاب، احزاب سیاسی هستند یا خیر.

ممکن است پرسیده شود شما معتقدید که احزاب سیاسی در کشور وجود ندارد! در همین جا باید نکته ای را روشن کنم . ببینید ما حزب داریم اما آنچه که در نظام جمهوری اسلامی ایران این روزها به آن نیازمندیم، فقط احزاب سیاسی نیست، بلکه نظام حزبی است. آنچه ما در کشور نداریم نظام حزبی است. کشورهایی که سابقه طولانی در دموکرا سی را دارند همچنین مشکلاتی را گذراندند مانند فرانسه را مثال می زنم. تا جمهوری پنجم در این کشور از اسم حزب هراسان بودند و آن را مایه تفرقه می دانستند. و حتی هنگامی که قانون اساسی فرانسه  در جمهوری پنجم در سال 1958 تصویب شد می بینیم که جریان های دست راستی فرانسه از اسم حزب هراس دارند، به این علت که فکر می‌کردند حزب یک نهاد تفرقه انگیز است. در کشور ما هم همینطور است. احزاب دست راستی اعتقاد زیادی به معنای واقعی به حزب ندارد. از تجمعات می‌ترسند.

در کشور ما تقریبا همزمان با دوران جنگ جهانی اول و دوم که همزمان با نبود قدرت مرکزی و افزایش هرج و مرج بود، وارد کشور شد و اساسا یک خاطره بد از خود به جای گذاشتند. امروز نیز حزب در ساختار جمهوری اسلامی ایران تعریف نشده است به همین خاطر در مجلس شورای اسلامی حزب مورد خطاب ما نیست.

ما باید حزب و جایگاه اش را در ساختار کشور تعریف کنیم تا آنها احساس کنند، بازیگراند. ضمن انکه اگر می خواهیم تحزب در ایران راه بیفتد مسئله مالی احزاب نیز باید حل شود. حزب یک تجربه غربی است، به جهت آنکه از غرب آمده نمی توان محکوم کرد و حتی نمی توان فقط از آن تعریف و تمجید کرد. وقتی انتخابات و نظام انتخاباتی و صندوق رای را می پذیریم، نمی توانیم حزب را قبول نکنیم. در دیگر کشورها احزاب هزینه های خود را خودشان پرداخت می کردند و نتیجه این شد که در دهه 80، جهان غرب دچار یک بحران شدید و دچار بحران مشورعیت و فساد مالی شد. بخش عمده ای از هزینه احزاب و تبلیغات را دولت پرداخت می کند. شیوه آن هم بسیار ساده است. برخی از کشورها طبق آخرین نتیجه مجلس ملی به ازای هر رای مبلغی را سالانه به احزاب پرداخت می کنند. برخی دیگر از کشورها نیز بر اساس کرسی ها مبلغی را پرداخت می کنند. برخی دیگر از کشورها ترکیب دو ساختار گفته شده است را با هم انجام می دهند. نتیجه این سیستم چه شد؟ احزاب سیاسی در حال حاضر مجبوراند شفافیت مالی صد درصد داشته باشن،عوامل فساد زدوده شدند و صحنه انتخابات شفاف تر شد و هزینه ها هم پایین تر آمد.

نباید کاری کنیم که پول سالاری جای شایسته سالاری را بگیرد

نباید کاری کنیم که پول سالاری جای شایسته سالاری را بگیرد. ما که در یک کشور اسلامی زندگی می کنیم و معتقدیم شایستگان باید در صندلی ها بنشینند، چرا صندلی ها را به حراج می گذاریم؟ اگر بخواهیم احزاب در ایران تقویت شوند یکی از راه های موجود شفافیت است. اگر تحزب می خواهیم باید قوانین انتخابات را به گونه ای اصلاح کنیم که از دل آن تحزب دربیاید که متاسفانه قوانین ما این چنین نیست.

در بسیاری از کشورها حزب یک ماشین انتخابات نیست، بلکه یک ساختار است. نکته مهم این است که فعالیت حزبی در دنیای امروز، حرفه ای شده است و برای عده ای این کار شغل است. نمی شود شخصی شغل داشته باشد و گاهی سری به حزب بزند. این فعالیت یک کار تمام وقت است. احزاب سیاسی هیچ خطری برای جمهوری اسلامی و یا هیچ کشور دیگری نیستند. حزب یک ضریب اطمینان برای جمهوری اسلامی ایران است. باید ترس ها و واهمه ها را کنار بگذاریم. به خاطر شرایط کشور که دارای اقوام مختلف است، یک نظام دو حزبی از نظر من در ایران مفید تر است.

در گذر تاریخی ما پله پله جلو آمده ایم

محمد کیانوش راد:این واقعیت را باید بپذیریم که تشکیل احزاب به دست بشر اتفاق افتاده است خود به خود حزب هم به عنوان  یک امر بشر ساخته مثل پارلمان،مطبوعات، رسانه ها و خیلی موارد دیگر است که هچون هر موضوع فرهنگی وارداتی دیگر که وقتی جای دیگری شکل می گیرد اگر زمینه های واقعی آن وجود نداشته باشد، دچار مشکل خواهد شد. اینکه خودمان را با امریکا و فرانسه مقایسه کنیم مقایسه‌ دقیقی نخواهد بود،ضمن انکه در گذر تاریخی ما پله پله جلو آمده ایم و به اعتقاد من در دوره ای که به سر می بریم، دوره پختگی مردم، حکومت و فعالان سیاسی است. اگر بخواهم به طور خلاصه اشاره کنم باید بگویم که در دوره های مختلف که انتظار فعالیت احزاب را داشتیم انتظارمان ، انتظار دقیقی نبوده است. به خاطر اینکه آن طور که عرض کردم حزب در یک سیستم دموکراتیک معنا پیدا می‌کند. اگر یک بخشی از این سیستم سیاسی یا نظام سیاسی دچار اختلال شود، قاعدتا حزب هم دچار اختلال خواهد شد. در نتیجه در طول تاریخ حداقل از مشروطه تاکنون، با دولت هایی مواجه بودیم که حزب را رقیب خود می دانستند و اجازه فعالیت به احزاب نمی دانند. فقط حزب های فرمایشی امکان فعالیت داشتند اما علی رغم این موضوع در مقاطعی هم از فضای باز سیاسی برخوردار بودیم که به خاطر مشکلاتی که در راه نخبگان سیاسی وجود داشته و یا مردم دچار ذهنیت دقیقی نسبت به فعالیت‌های حزبی نبودند کار حذف شده با مشکل مواجه شده بود. یعنی از لحاظ کارکردی نخبگان سیاسی و فعالان این زمینه نتوانستند کارکردهای مثبتی را به جامعه نشان دهند در نتیجه حزب با یک بد بینی مواجه شد. به عنوان مثال از مشروطه تا ۱۳۰۵ فضای نسبتا آزادی را تجربه کردیم یا از ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ باز هم یک فضای نسبتا آزادی را توانستیم تجربه کنیم در سال های ۵۷ تا ۶۳ نیز شرایط همین گونه بود که حاکمیت هم موافقت شکل گیری احزاب بود.

حزب برنامه‌ریز کشور است

از سال 92 فضای فعالیت های حزبی شکل دیگری گرفت. زمانی که حکومت خود را پاسخگو بداند و مردم هم رشد سیاسی پیدا کرده باشند و نخبگان سیاسی هم در نگاه شان تغییرات بنیادین صورت گرفته باشد زمینه برای فعالیت احزاب شکل می گیرد. البته هنوز بخش جناح اصولگرا به این سو نیامده است. هنوز ایده آل شان یک نظام تک حزبی بالا به پایین است. اساس نامه حزب موتلفه اسلامی را ببینید. تصمیم گیری تا یک جایی وجود دارد و از یک جایی به بعد متوقف شده است.

در نتیجه این اتفاق ها باید بیفتد تا به نظام حزبی باور داشته باشیم. باور کنیم با فعالیت حزبی می توانیم جامعه پیچیده امروز را اصلاح کنیم و نگاه سنتی را از فعالیت حزبی برداریم.

باید متوجه باشیم که حزب برنامه‌ریز کشور است. احزاب تا جای به خصوصی می توانند در نظام برنامه‌ریزی کشور سهم داشته باشند و در دستیابی به قدرت دخیل باشند. تحولی که بعد از سال ۹۲ اتفاق افتاد این است که فعالان حزبی نگاه شان نسبت به حوادث واقعی سیاسی پیرامون خودشان واقع گرایانه تر شده است. این  نگاه درمیان اصولگرایان هم شکل گرفته و فعالان سیاسی حزبی به این صرافت افتادند که نمی‌توانند رقیب را نادیده فرض کنند. این دیدگاه در میان اصولگرایان و اصلاح طلب ها رخ داده است که اولاً باید واقع‌بینانه‌تر حرکت کرد و دوم اینکه نمی توان رقیب را کاملا حذف کرد. به اعتقاد من فعالیت حزبی در دوره اخیر از ثبات بیشتری برخوردار است چرا که در گذشته فعالان سیاسی یا قهر می کردند  یا سریغ جذب قدرت حاکم برای بقای شان می شدند. اما امروز شکل چهارمی هم پیدا کردیم اگر شما را از در بیرون کردند شما می توانید  از پنجره قانون وارد شوید . این نکته بسیار مهم است.

کار حزب جهان پذیری سیاسی و اجتماعی است. کار حزب نیرو گرفتن است. کارحزب در دیدن دیگری است که معنا پیدا می‌کند. اصلاح طلب باید اصولگرا را ببیند.  اگر سعی کنیم دیگران را بشناسیم آن موقع شرایطی حاصل می‌شود که تعامل میان انسان ها  افزایش پیدا می  کند. در جامعه ما مشکلات زیاد است اما قدم‌های خوبی را برداشتیم. به نظر من در شرایط کنونی هم حاکمیت به این نتیجه رسیده است که بدون حزب نمی‌شود کار کرد و هم مردم به این نتیجه رسیدند و هم نخبگان از عقلانیت بیشتری به لحاظ رفتاری برخوردار شده اند . اینها نوید خوبی است. خواندن تاریخی سیاسی یکی از مهمترین کارهایی است که احزاب سیاسی باید انجام بدهد. جریان شناسی سیاسی در میان احاب سیاسی باید با جدیت مورد توجه قرار بگیرد. احزاب باید منابع درآمدی خودشان را پیدا کنند تا احزاب درگیر دلال ها و واسطه ها نشوند و دریابیم که هیچ منفعتی بالاتر از منافع ملی در میان احزاب نباید وجود داشته باشد. با ادامه این وضع می توانیم امیدوار باشیم در آینده شرایط بهتری خواهیم داشت.

ویژگی های نظام غیردموکراتیک

جهانبخش خانجانی:من می خواهم این بحث را از منظر دیگری نگاه کنم. آیا جامعه ما می ‌تواند جامعه حزبی باشد یا فقط می توانیم در حوزه نظام حزبی باشیم. ما یک جامعه توسعه نیافته هستیم و واجد ویژگی های توسعه یافتگی نیستیم. ویژگی های جامعه سیاسی متعادل چیست؟ جامعه ای که به آزادی و انسانیت انسان احترام بگذارد. دیدگاه‌ها و اندیشه‌های مختلف را در چارچوب قانون اساسی به‌رسمیت بشناسد. مشارکت عمومی در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به صورت نهادمند گسترش پیدا کند. اقتدار و حاکمیت بر مبنای تعامل های منطقی و پذیرش عقاید مختلف استوار باشد. فرهنگ پاسخگویی شفاف به ملت جایگزین سلطه رسانه ای کاذب شود. سیاست مبتنی بر بنیادهای اندیشه و فرهنگ جایگزین منفعت و سود شود. جامعه مدنی و مولفه های اش امکان تحقق داشته باشد. این ها ویژگی های یک جامعه می تواند باشد. جامعه دانشگرا و فرهمند، جایگزین جامعه توده ای شود. قدرت نهادهای خودسر و بی شکل، محدود و توانمندی نهادهای مردمی افزایش پیدا کند. شایسته سالاری در مقابله رانتخواری تجلی پیدا کند. حقوق شهروندی و برابری با آحاد جمعیت در مقابل قانون  به رسمیت شناخته شود. همه این ها از نظر من جامعه متعادل سیاسی است و ممکن است آیتم های دیگری نیز به آن اضافه کنید. در سالیان سال غرب به این نتیجه رسید که پالایش درونی سیاسی و فکری در خود بوجود آورد. بازه زمانی تحول سیاسی و حزبی ما به صد سال نمی‌رسد و قبل از آن هیئت ها و گعده ها فعالیت داشتند که البته امکان بروز  نداشتند. ویژگی های نظام غیردموکراتیک چیست؟ فقدان انضباط اجتماعی و نقض قانون گذاری. عدم رعایت و اجرای قوانین. تمرکز قدرت و جدایی نهادهای دولت از جامعه. کنترل اجتماعی توسط دولت به جای نهادهای مردمی. موروثی کردن حکومت و رواج شخصیت پرستی و مقدس کردن حاکمان. استفاده از سمبل های مشروعیت در مقابل قدرتمند شدن گروه های مردمی. بهره گیری از سیاست اجبار و زور. فقدان فرهنگ پاسخگویی و تمایل به محدودیت قدرت رسانه ها. اقتصاد دولت مدار. محبوس کردن مخالفین، اعمال فشار بر احزاب و گروه‌های سیاسی اینها ویژگی‌های یک نظام غیر دموکراتیک است. شما با یک ارزیابی مختصر می توانید به من بگویید مواردی که عرض کردم در جامعه ما چند درصد وجود دارد و یا ندارد که انشاء الله وجود نداشته باشد .

در جامعه امروز ما  چه عنصری می تواند فعالیت سیاسی را دچارخمودگی و بی تحرکی کند. وجود کشمکش های سیاسی بی اثر و تاثیر آن در فضاهای فرهنگی و اجتماعی. ناامیدی به آینده و مبهم بودن آن. آینده ای که در آن حوزه روشن نباشد موفق نخواهد بود. مشکل ما به نظر من تا یک اصل اساسی را درست نکنیم شاید امید به آنکه یک حزب قوی و یا جامعه حزبی داشته باشیم یک امید  بی ثمر است اما نمی گویم باید فعالیت نکنیم. ببینیم در چه فضاهایی احزاب شکل گرفته است. ایدئولوژی های ناصواب را از احزاب کنار بگذاریم تا بتوانیم جامعه را به سمت مردم سالاری سوق بدهیم.

جامعه توسعه نیافته هستیم

واقعیت این است که ما نباید صرفاً به حاکمیت و حکومت ها توجه کنیم. ما جامعه توسعه نیافته هستیم. یک جامعه توسعه نیافته که عقبه آن استبدادی و سلطنتی و یک جامعه ای غیر جمهور بوده است نباید انتظار داشته باشیم که طی صد سال بتواند حرکت سیاسی قوی داشته باشد.  حال من به محدودیت های فکری و فرهنگی و اجتماعی تحقق دموکراسی و توسعه احزاب سیاسی اشاره می کنم. عدم بلوغ سیاسی و اجتماعی گروه ها و تشکل های سیاسی.  بیش از۳۵۰ حزب در وزارت کشور ثبت شده است. بسیاری از این احزاب و گروه ها احزاب خانوادگی هستند. عدم فعالیت اکثریت آنها نشان می‌دهد که جامعه، جامعه‌ی مناسبی برای فعالیت حزبی نیست.

تفوق منافع فردی به جای منافع جمعی، ظهور و بروز دیدگاه های افراطی و رادیکال و بروز رفتارهایی خشونت گرا، چه در متن جامعه و چه در متن احزاب، در سال‌های پس از انقلاب محدودیت‌هایی ایجاد شد که جریانات سیاسی خودشان عامل رشد برخی تفکرات افراطی شدند و باید بررسی کنیم که چه عواملی سبب شد این اتفاقات رخ دهد. مهمترین عاملی که در این سال ها با آن مواجه هستیم محدودیت های فکری است که وجود دارد. پایین بودن آستانه تحمل بخش هایی از حاکمیت نسبت به فعالیت‌های سیاسی عامل دیگری است. عامل بعدی نگاه ایدئولوژی و الهی به رفتارهای سیاسی است. من اخیراً در یک مصاحبه عرض کردم نگاه به فعالیت‌های سیاسی و عجین کردن آن کارها با نگاه های الهی و دینی یک آفت بزرگ است .نگاه امدادگرایانه به فراسوی مرزها از سوی برخی از احزاب وسطحی نگری تحولات سیاسی و اجتماعی نیز از عوامل شکل گیری تفکرات افراطی است.

محدودیت‌های شکلی را نیز به طور خلاصه عرض می‌کنم. وجود تعاریف ابهام آمیز در حوزه‌ مباحث سیاسی و فرهنگی. نظام تفسیری در نظام های حقوقی کشور.عدم امنیت فراگیر شهروندان برای مشارکت سیاسی. حاشیه های پر خطر و وجود بی ضابطگی به دلیل تفاسیر متعدد. پراکندگی نهادهای تصمیم گیر. هر یک از این ها به عنوان عوامل محدود کننده عدم تحزب در کشور وجود دارد .اگر بنا باشد چنین شرایطی که عرض کردم را بین دو جامعه که دارای واجد ویژگی دموکراتیک و غیر دموکراتیک است مقایسه کنید باید این محدودیت‌ها را در نظر بگیرید و با در نظر گرفتن آن مقایسه کنید. اگر این محدودیت ها به همین سبک ادامه پیدا کند قطعا نباید تصور داشته باشید که احزاب تقویت شوند و نظام حزبی در کشور ما نهادمند شود.ما فاصله بسیار زیادی داریم ولی راه هایی برای برون رفت از این شرایط وجود دارد.

در پایان این نشست و در بخش پرسش و پاسخ در خصوص اینکه در چه حوزه هایی باید به موضوع آموزش در حزب اهمیت داده شود، سوالی مطرح شد.

حجت الله ایوبی: فکر می کنم برای آموزش باید با تجربه های موفق کشورهای دیگر آشنا شویم. اعضا و هواداران احزاب باید قانون اساسی کشور را مسلط باشند.با قانون پذیری آشنا باشند.کسی که وارد حزب در ساختار کشورمان می شود یعنی بازی عرصه سیاست را پذیرفته و جمهوری اسلامی را قبول دارد. من خیلی خوشبینم در بحث احزاب در ایران و فکر می کنم همین جریان های سیاسی و جریان های تصمیم ساز در کشور به پختگی می رسند. در جناح های اصولگرا هم پختگی را مشاهده می کنم و مشخص است که از کشوری با تفکرات قبیله ای فاصله گرفته ایم.

محمدکیانوش راد: حزب سیاسی مبتنی بر دعوت شکل می گیرد. در حزب باید چند فرآیند را طی کنیم. دعوت کنیم، سازماندهی کنیم و نیروها را در نهایت وارد تشکیلات نماییم، سپس با آموش تربیت کنیم. البته احزاب دانشگاه نیستند که آموزش دهند تا نیروها مکاتب و تاریخ را متوجه شوند بلکه ما آموزش می دهیم تا محصول نهایی که مبتنی بر خرد جمعی است شکل بگیرد. در کار جمعی انسان کند و تند می آید. اما خروجی آن از روی هم ریخته شدن افکار به دست می آید. و در مرحله بعد به کارگیری از آنهاست. نکته مهمی که به آن اشاره می کنم این است که حزب و یا هر نهاد اجتماعی مبتنی بر روابط انسانی شکل می گیرد. کنش حزبی زمانی معنادار خواهد شد که مبتنی بر یک کنش عاطفی بین اعضا باشد.

جهانبخش خانجانی: من نکته ای را عرض می کنم که شاید بسیاری با آن مخالف باشند و آن این است که خیلی آرمانی به حزب نگاه نکنید. اگر می خواهید جامعه را بسازید، باید مولفه های ساخت را بدانید. مولفه های رشد و توسعه یافتگی جامعه را باید بشناسید. اگر به عنوان مثال حزب کارگزاران بخواهد برای سی سال آینده رئیس جمهوری انتخاب کند، باید پایه های فکری خود را تقویت کند. افراد متناسب با آن سمت را از همین امروز تربیت کند. باید فهم مناسبی از توسعه یافتگی داشته باشیم و تا چنین مطلبی را متوجه نشویم نمی توانیم به این هدف دست پیدا کنیم. باید یک شناخت نسبی به آنچه قصد داریم به آن برسیم داشته باشیم.

حزب کارگزاران سازندگی

تماس با ما

آدرس: خیابان خواجه عبدالله انصاری، خیابان ابرده (14)، کوچه زروان، پلاک 14، واحد سوم
کدپستی: 1661649631

تلفن: 22885291 (021)

نمابر: 22885292 (021)

ایمیل: info @ kargozaran.net

نقشه

حزب کارگزاران سازندگی ایرانⒸ
کارگزاران در شبکه های اجتماعی